حميدرضاحميدرضا، تا این لحظه: 21 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره

حميد رضا بزرگ مرد كوچك

احساس مادرانه

 

 

تو زيبا ترين احساس من هستي كه هيچ موقع فراموشت نميكنم ،تو بهترين هديه خدايي و تو ماندگاري در قلبم

 

تولد حمیدرضا در 10 سالگی

سلام به همگی در 26 اردیبهشت 94 پسر من 10 ساله شد خیلی آرزو داشتم تولد بزرگی براش بگیرم اما وقتی از خودش نظرخواستم گفت دوستداره مثل قدیما براش تو قلعه سحر امیز تولد بگیرم چه چیزی قشنگ تر تو دنیا برای من به جز رضایت حمیدرضا حمیدرضا تنها فرزند من که زندگی باهاش برای من شد یک آرزو..... امیدوارم ازعکسا خوشتون بیاد   ...
23 بهمن 1394

تولد حمیدرضا در سال 93

حمیدرضای عزیزم تو از امروز 9 سالت تموم شد و ایشالله که همیشه سلامت و شاد باشی حمیدرضا جان خیلی نقشه ها برات داشتم اما نتونستم به همش برسم و برات تولد مفصلی بگیرم اما خب اینم خوب بود بردمت تئاتر وخیلی خندیدی و این برای من بهترین شادی بود اینم عکساته جیگرم                                                                                                        &...
26 ارديبهشت 1393

زمستان92 وآدم برفی

من و حمید جونی امروز 15 بهمن 92 که یک برف حسابی تو تهران اومد بعد از کلی برف بازی یک آدم برفی قشنگ دست کردیم واینم عکسامونه،البته امروز مدرسه ها تعطیل بود   ...
15 بهمن 1392

پاییز92

پاییز 92 امسال نیز همانند سالهای پیش در کنار مادر و پدرم بودم شاید همیشه نتوانستم در کنار مادرم باشم اما روزهای شیرینی باهم داشتیم من در کنار پسر دایی هایم بزرگ میشوم و به روزهای مرد شدن نزدیک میشویم این هم در آتلیه عکاسی مادرم گرفتیم من محمد علی (پسردایی)محمدهادی(پسردایی)مطهره(دختردایی)     اینم یک عکس دیگه ماست که هرچی مامانم میگفت گوش نمیدادیم و خودمون مدل میدادیم ...
15 بهمن 1392

نوروز سال 1392

حمیدرضا جان شما در سال 92 هنگام سال تحویل پیش بابا بودی چون دوسال پیاپی پیش من بودی اما آخر شب اومدی پیشم و من فرداش کنار هفت سین مون ازت عکس گرفتم این عکسته عزیز دلم   عزیزم امیدوارم سال جدید برای همه سال خوبی باشه و برای تو هم سال خوبی باشه اینم دستای مهربان و کوچیکت هست ...
14 تير 1392

تابستان92

حمیدرضا عزیزم تو امسال روهم با معدل خیلی خوب تموم کردی و پدرت تورو تو مدرسه فوتبال اسم نویسی کرده برای همینم کمتر بهم میتونی سربزنی و حسابی ورزش میکنی   فکرکنم روحیت خیلی خوب شده،عزیزم همیشه تندرست و سالم باشی ...
14 تير 1392

تولد حمید در 8 سالگی

حمیدرضا تولد 8 سالگیت پیشم نبودی و بابات نزاشت که بیای و منم هفته بعدش که اومدی پیشم برات کیک درست کردم منتها نزاشت شمعشم فوت کنی عسلم تولدت مبارک حمیدرضا جان ایشالله که سالها با عمری سرشار از شادی و سلامتی داشته باشی اما از هدیه هات بگم از مامان جون و آقا جون و خاله یک میکروسکوب گرفتی و منم برات یک سکه پارسیان گرفتم عزیرم همیشه شاد باشی من همیشه به داشتن پسر خوب ومهربانی مثل تو افتخار میکنم وبهترین هارو برات آرزو میکنم   ...
14 تير 1392

سفر نوروزی

حمیدرضای عزیزم ماهاست که به وبلاگت سر نزدم ونتونستم خاطراتت را ثبت کنم و امروز از فرصت استفاده کردم تا برات بنویس گل بی خارم حمید جونم بعد از سال نو که اومدی پیشم با هم رفتیم دیدن خاله و خانوادش تو ویلاش و دایی محمد و فهیمه همه بودند ...
14 تير 1392